نویسنده : شهرام ; ساعت ۱:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۳

 

 

شبی سرداست

آسمان، کمی ابری است

.

 گه گاه، می چکد

بارانی

از آن بالاها

.

دل من، ولی

صاف است

غم وغصه اش

خالیست

.

چون که امروزم 

خبری خوش در راه است

آن خبر که حیرانم کرده

بی قرار و شادم کرده

 .

دل پر غم و چرکینم را

پاک و بی غم کرده

 .

عاقبت فردا روز

 خواهد آمد و من

مالامال از شوق

می شمارم

لحظاتم را

.

او آید وباز

من مشتاقم

.

سجده آرمش هر دم

که زمین را بخشد جان

.

زین پس

غم و غصه ها را جای نیست

 

"شهرام عزیزی"




کلمات کلیدی :شعر