شبی سرداست
آسمان، کمی ابری است
.
گه گاه، می چکد
بارانی
از آن بالاها
.
دل من، ولی
صاف است
غم وغصه اش
خالیست
.
چون که امروزم
خبری خوش در راه است
آن خبر که حیرانم کرده
بی قرار و شادم کرده
.
دل پر غم و چرکینم را
پاک و بی غم کرده
.
عاقبت فردا روز
خواهد آمد و من
مالامال از شوق
می شمارم
لحظاتم را
.
او آید وباز
من مشتاقم
.
سجده آرمش هر دم
که زمین را بخشد جان
.
زین پس
غم و غصه ها را جای نیست
"شهرام عزیزی"




