نویسنده : شهرام ; ساعت ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۱٩

دل من شکسته ای

و

نوشداروی سهراب آورده ای

 

مرهمی نیست بر قلبی که شکست

عشق مرده را دگر سودی نیست

 

زخمی بر دلم نشست

وجودم  در هم شکست

 

وصیتت کنم که دگر

ندهی به عشق زمینی سر

 

عشقی که وفا یش نیست

عشقی که دل شکستنی است

 

 غروب غریبانه ی دل من است

غروبی که برایش طلوعی نیست

 




کلمات کلیدی :شعر و کلمات کلیدی :عشق